Unlimited Web HostingFree Joomla TemplatesDeposit Poker
شما اینجا هستید:
صفحه اصلی موفقیت و خوشبختی تفکر مثبت تصورات شما از زندگی روزگارتان را خواهد ساخت

به سایت کلوبز خوش آمدید.

سایت کلوبز جدیدترین و پر طرفدارترین مطالب را برای شما نمایش میدهد.
با عضویت در سایت کلوبز، به این اجتماع بپیوندید.
جدیدترین و زیبا ترین مطالب را از ما بخواهید.

تصورات شما از زندگی روزگارتان را خواهد ساخت

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
این نوشته می تواند برای هر انسانی با هر موقعیتی  شگفتی و  دگرگونی ایجاد کند برای شما چطور؟

شاید بسیار پیش آمده که در زندگی احساس ناخوشایندی پیدا کردید و حتی تصور کرده اید به بن بست رسیده اید . در این مواقع انسان کنترل مغز خود را به دست کمبود ها و نبود های زندگی میسپارد و به هر چیز که نگاه میکند ، نبود ها و کاستی هایش را میبیند.
در چنین شرایطی حجم انبوهی از مغز را تصویر هایی از ناتوانی های موجود در زندگی پر میکند . شما در این شرایط تمام تصویر هایی که از زندگی دارید شامل کاستی هاست. تماما آنچه را که ندارید میبینید . ماشینی را که ندارید ، خانه ای را که ندارید ، همسری را که ندارید ، فرزندی را که ندارید ، شغلی را که ندارید ، پولی را که ندارید و .... هر چه که ندارید مغز شما را پر میکند .
هنگامی که مغز سرشار از چنین تصویر هایی بشود ، ضمیر ناخودآگاه شما بی آنکه بدانید ، شروع به جذب واقعیت هایی از همین جنس در زندگی تان میکند . شما هر روز با موج بزرگی از همین جنس کاستی ها روبرو میشود و مکانیسم روانی شما ، زندگی تان را از فراوانی تهی و رو به کاستی ها میبرد .

positivethinkingcreatyourlife3543

مغز انسان این توان را دارد که هر آنچه از هر جنسی را که در آن جای دهید ، پاسخی در همان راستا به شما دهد . منظور از پاسخ مغز این است ، که ضمیر ناخود آگاه شما را بی آنکه بدانید ، در برابر رویداد ها ، فضا ها و زمان هایی قرار میدهد که هم سو با تصویر های موجود در مغز باشد . بنابر این هر چه تصویر های موجود در مغز دارای بار منفی و سرشار از کاستی باشد ، واکنش های مغزی نیز از همان جنس خواهد بود .
اگر شما به نداشتن پول می اندیشید و همواره از نداشتن پول و زندگی مرفه می نالید ، این روش در مغز شما تصویر هایی از جنس فقر ، نداشتن پول و ثروت و کاستی ها و کمبود هایی از این دست ایجاد میکند . هنگامیکه مغز از این تصاویر انباشته شد ، نوبت به ضمیر ناخود آگاه میرسد .
ضمیر ناخوآگاه ، بدون هیچ هیاهویی ، همان تصاویر را دریافت و شما را در موقعیت هایی از همان دست قرار میدهد . شما ناخودآگاه در کنار کسانی قرار میگیرید که ثروتمند نیستند ، کسانی را به دوستی بر میگزینید که انسان های موفقی در مسائل مالی نبوده اند . این هم بسیار طبیعی به نظر میرسد که وقتی کسانی با این خصوصیات همنشین شما بشوند ، نه تنها راه حل و یا آموزش و دانشی برای بهبود مسائل مالی و پولی شما نخواهند داشت ، بلکه در یک هم آوایی همانند شما تنها با ناله و شیون ، درد های خود را بازگو میکنند . و این بازگویی همان جنس تصویر ها را با شکلی دیگر در مغز شما شکل میدهد و دوری تسلسل روی میدهد .
در این بین نه شما و نه همنشین شما ، هیچکدام کمکی به یکدیگر نخواهید کرد و اساسا چیزی در چنته ندارید که مایه آموزش و یا امید دیگری باشد . بر اساس یک قانون روانی ، انسان در هنگام درد و رنج های روانی ، به دنبال گوش شنوایی میگردد که زبان تایید داشته باشد . به این معنی که درد و رنج شما را با سر و زبان تایید کند و همه حق را به گوینده بدهد . بر همین اساس شما با انبوهی از تصویر های منفی و کاستی ها ضمیر ناخود آگاه خود را به گونه ای تنظیم میکنید که در ضمیر خودآگاه تان رفتار سازی هایی از این دست داشته باشد . یعنی شما را به سمت مکان ها و زمان ها و فضاهایی که مطابق با درونیات مغزتان است ، روانه کند . بی آنکه بدانید ، در کنار دوستانی قرار میگیرید که نه تنها انسان های موفقی نیستند ، بلکه از جنس خودتان و درونیات ذهنتان هستند .
شما و رنج هایتان را تائید میکنند بی آنکه تحلیلی راستین به شما ارائه دهند . همه تقصیر هایی را که شما از خود دور کرده و به گردن محیط پیرامون انداخته اید را تائید و به بیانی ساده شما را تشویق میکنند که هیچگاه ، به جستجوی ریشه های عیب در ناکار آمدی و یا ناتوانی هایتان در زندگی روزمره و در برخورد با اجتماع به درون خود نروید و همواره عوامل بیرونی را مقصر بدانید .

میدانید که اگر همنشین  و یا دوستان و به بیان کلی تر محیط پیرامونی شما ، محیطی موفق و کامیاب و راستین نگر باشند ، بدون هیچ تعارفی ، تحلیلی درست از وضعیت موجودتان خواهند داد . برای نمونه شما خواهید دانست که اگر بیمار هستید ، اگر بی پول هستید ، اگر بیکار هستید و یا هر کاستی و ناتوانی دیگری دارید ، بخشی از ریشه های آن کاستی درون شما خواهد بود .چراکه همنشین و یا دوستی که دارای این کاستی ها نباشد ، با بیان تجربیات خویش راهکار هایی برای رسیدن به اهدافتان ارائه خواهد کرد .
اکنون راهکاری ساده برای این دشواری ها پیش روی تان قرار میدهم . بر اساس قوانین گفته شده در بالا شما تنها کافیست تصویر های مغزی خود را تغییر دهید . یعنی به جای ثبت تصویر های کاستی ها و ناتوانی ها ، تصویر های فراوانی ها و قابلیت های موجودتان را جایگزین نمایید .
به بیانی ساده شما با بررسی زندگی تان در چند ماه و یا چند سال گذشته ، بی گمان به نکات و ویژگی هایی برخورد میکنید که نبوده اند ولی توانسته اید بوجود آورید .
برای نمونه اگر امروز صاحب یک دوچرخه هستید و دو سال پیش آن را نداشتید ، این یک نقطه قوت و توانایی است.یعنی شما توان این را داشته اید که از نداشتن دوچرخه به داشتن دوچرخه برسید .
اگر شما سه سال پیش بیکار بودید و امروز یک کارمند ساده هستید ، این یک نقطه قوت و توانایی است . یعنی شما از بیکاری و نداشتن کار به کار و داشتن شغل رسیده اید . باز هم بیان را ساده تر میکنم ، هر چه را که در زندگی اعم از مادیات ، شخصیت ها ، توانمندی ها ، اندیشه و ... دارید ، بوسیله نخی نامرعی آن را به عقب بازگردانید تا به زمانی که نبوده و یا نداشتید برسید . حال آن داشته را در ذهن برای ثانیه ای پاک کنید . در این لحظه شما تفاوت میان بودن و نبودن را میفهمید و وزن بودن داشته هایتان را حس میکنید .
برای نمونه اگر صاحب یک ماشین هستید ، برای چند ثانیه سفر کنید به زمانی که هرگز ماشینی نداشتید و کنار خیابان به انتظار تاکسی و یا اتوبوس می ایستادید . و یا روزهای سختی که در گرما و سرما در خیابان بدون ماشین پرسه میزدید . بی گمان روز های دشواری بوده است . حال بی درنگ به زمان حال باز گردید که دارای ماشینی هستید ، هرچند یک ماشین ارزان قیمت و مدل پایین ! نکته مهمی که در این میان وجود دارد ، اینست که شما توانسته اید از نداشتن ماشین به داشتن ماشین برسید و مهمتر از همه اینکه این راز را کشف کردید که چندان هم که تصور میکنید ، انسان ناتوان و یا بی چیزی نیستید . شما یک ماشین دارید که روزی نداشتید و شما یک توانمندی بدست آوردن ماشین را در خود کشف نموده اید .
باور داشته باشید اگر شما توان پدید آوردن و بدست آوردن یک ماشین 3 یا چهار میلیون تومانی مدل پایین را داشتید ، بر اساس همان قانون توانایی ، میتوانید یک ماشین 5 یا شش میلیون تومانی با مدلی بالاتر هم داشته باشید . و اگر آنرا بدست آوردید ، بدانید ، توانایی داشتن یک ماشین 9 یا ده میلیون تومانی را نیز پیدا خواهید نمود . کافیست بدانید که توانمندی های ذهن شما مانند قوی شدن عضلات است . یعنی اگر عضلات و ماهیچه هایتان ظرفیت بلند کردن وزنه 10 کیلویی را دارد ، پس میتواند گنجایش توان آن به پانزده کیلو هم افزایش یابد . و اگر پانزده کیلو اتفاق افتاد ، بیست کیلویی هم در راه است . اما اگر پنج کیلویی را بلند نکردید ، انتظار ده کیلویی را نداشته باشید .
سلول های مغزی شما هم هر روز گنجایشی تازه پیدا میکنند به شرط آنکه به قانون پله پله حرکت کردن پایبند باشید .

از همین روی است که من همیشه به کسانی که مشاوره میدهم ، توصیه میکنم ، هر از گاهی یک مختصات برای زندگی شان رسم کنند و ببینند با چه اندازه پول ، با چه ماشینی ، با چه خانه ای و یا هر چیز دیگر ، احساس رضایت میکنند . اگر پاسخ ها واقع بینانه باشد ، حتما به خواسته شان خواهند رسید و این احساس خوشبختی همواره همراهشان خواهد بود .
اما اگر کسی غیر واقع بینانه بگوید من با داشتن ده میلیارد تومان پول و داشتن ماشینی دویست میلیون تومانی و خانه ای هزار متری احساس رضایت میکنم ، نه تنها شناخت درستی از زندگی ندارد ، بلکه توان بدست آوردن یک ماشین 10 میلیونی هم نخواهد داشت . زیرا مکانیزم مغزی وی بر بنیاد واقعیت های موجود بنا نشده است . این بسیار متفاوت است با آرزوی چنین شرایطی را داشتن ، چرا که داشتن آرزو با اینکه بگوید من تنها با داشتن این چیز ها احساس رضایت میکنم ، بسیار دگرگون و متفاوت است . شما میتوانید آرزوی داشتن خانه ای هزار متری را داشته باشید ، اما اگر مختصات رضایتمندی شما از زندگی بر اساس همان آرزوی بزرگ باشد ، هیچگاه نه رضایتی از زندگی خواهید داشت و نه بدان دست میابید . این یک قانون روانی است . زیرا برای طی کردن مسیر های موفقیت بایسته است احساسی رضایت بخش از آنچه دارید و آنجا که حضور دارید داشته باشید . احساس رضایت هم تنها با مرور و دیدن توانمندی هایتان ممکن خواهد بود . بنابر این مختصات رضایتمندی تان را واقعی ترسیم کنید.
اگر با داشتن خانه ای 80 متری در مختصات زندگی تان احساس رضایتمندی کردید ، بی گمان به آن میرسید و وقتی به آن رسیدید ، این ظرفیت در سلول های مغزی تان شکل میگیرد که چون توانسته اید به خانه ای 80 متری برسید ، بنابر این توان وجود دارد که به خانه ای 120 متری نیز دست یابید . اما هیچ قانونی وجود ندارد که اگر به خانه 80 متری دست یافتید ، حتما به 1000 متری هم دست پیدا میکنید . درست مانند این است که کلاس اول ابتدایی را نگذرانید و توقع داشته باشید بتوانید در کنکور قبول شوید . زندگی شما به پایه های درست نیاز دارد . شما در هر مرحله از زندگی ظرفیت هایی را در مغزتان باز میکنید که مستعد ، بارگیری به همان اندازه است . وقتی ظرفیت پر شد ، سلول دیگری کنار آن رشد میکند و باز گنجایش بیشتری در اختیار خواهید داشت.
چنانچه بخواهم نمونه ها و مثالهایی از این دست بیاورم ، شاید چند ده صفحه بتوان ادامه داد . اما این نمونه های کوچک به شماری یاری میدهد تا با همین الگو به داشته های کنونی زندگی تان نگاه کنید .
اما این روش و زاویه نگاه چه سودمندی در زندگی تان خواهد داشت ؟
شما با این روش و زاویه نگاه در حال مخابره نقاط قوت و توانمندی هایتان به مغزتان تان هستید . به بیانی دیگر تصویر هایی واقعی از داشته هایی که روزی جزو نداشته هایتان بودند به آن مخابره میکنید . بر اساس قانونی که در بالا گفته شد ، مغز شما این تصاویر را به ضمیر ناخودآگاه روانه میکند و او نیز بصورت ناخودآگاه در خودآگاه شما رفتار سازی میکند . باز هم بی آنکه بفهمید در مسیری از همان جنس قرار میگیرید . یعنی در کنار همنشینان و دوستانی قرار میگیرید که توانمندند . در محیط هایی قرار میگیرید که بستر کامیابی در آنها آماده است .
برای فهم بهتر این مکانیسم خودآگاه بهتر است از یک مثال ملموس بهره بگیرم . بی گمان برای بسیاری از شما پیش آمده که قصد رفتن به مقصدی را داشته اید . ساعت 8صبح از خانه بیرون آمدید و پشت فرمان نشسته اید و از قبل قصد دارید به محل کارتان بروید .
اکنون ساعت 8/25 دقیقه صبح است و شما در حال پارک کردن ماشین روبروی محل کارتان هستید .
اگر این زمان 25 دقیقه را بررسی کنیم شما چیز زیادی به خاطر نمیآورید . حتی بی توجه به مسیر ها و چیز هایی که در آن بوده ، مانند  یک خواب گرد مسیر را طی کرده اید و به محل کارتان رسیده اید . اگر از شما بپرسند که دو خیابان آنطرف تر در مسیر فلان فروشگاه را که تازه باز شده دیده اید ، خواهید گفت  نه !
و حتی به یاد ندارید مسیر را چگونه طی کرده اید . اما به قصدی که از قبل داشتید ، یعنی رسیدن به محل کار رسیده اید .
میدانید چرا ؟
زیرا مغز شما انبوه از تصویر هایی برای رسیدن به مقصدتان بوده و آنها را به ضمیر ناخود آگاهتان روانه ساخته و او نیز در خود آگاه شما که همان رانندگی به سمت مقصد بوده ، رفتار سازی نموده است .
همین قانون در سایر مسیر های زندگی جریان دارد . اگر در طی زندگی احساس خوب و رضایتمندی  ندارید ، به این سبب است که دائم به کاستی ها و عدم توانایی ها می اندیشید و آنها را نیز باز گو میکنید . در جمع دوستان همواره پای ثابت گلایه و شکوه از زندگی هستید . خوب چه توقعی دارید ؟ انتظار دارید تصویر هایی با این بار منفی تولید کنید و به مغز روانه کنید و مغز چیزی جز آن را به ضمیر ناخودآگاهتان روانه سازد ؟!!!
هیچگاه چنین چیزی روی نخواهد داد . بنابراین ناگزیر هستید ، خودتان خوراک مناسب را به مغز بدهید .
این خوراک چگونه تامین میگردد ؟
کافیست شما به همان روشی که گفته شد ، داشته های امروزتان که دیروز جزو نداشته ها بوده و یا توانمندی های امروز را که جزو ناتوانی های دیروزتان بوده را مرور کنید و هر روز هنگام بیدار شدن یا خوابیدن و یا رفتن به محل کار و یا هروقتی که آزاد هستید ، به مرور آنها بپردازید و از زندگی و خودتان برای داشتن آنها سپاسگذاری کنید .
به همین سادگی !
بله به همین سادگی ... این رفتار ، بر اساس مکانیسمی که شرح آن را در بالا گفتم ، تصویر هایی از داشته ها و توانمندی ها و استعداد هایتان را به مغز مخابره و وقتی حجم انبوهی از 14 میلیارد سلول های مغزتان سرشار از چنین تصاویر و داده هایی شد ، ضمیر ناخودآگاهتان با الگو گرفتن از همین اطلاعات که حاوی فراوانی ، کامیابی و توانمندی هاست ، در خود آگاه شما رفتار سازی میکند . آنگاه مانند مثال رانندگی از خانه به محل کارتان ، بی آنکه بدانید به مقصد میرسید . و این مقصد جز کامیابی و توانایی هایتان چیز دیگری نخواهد بود . زیرا شما خود خوراک مغزتان را انتخاب نموده اید و نمونه هایی واقعی از توانمندی ها و داشته هایتان را به او ارزانی داشته اید . و مغز نیز میزان بیشتری از همان جنس خوراک را به عنوان موقعیت های زمانی ، مکانی و رفتاری فرارویتان قرار داده است .شما هر چه بیشتر با سپاسگذاری از خودتان و زندگی ، توانمندی ها و مسیری را که از نداشتن ها به داشتن ها  طی نموده اید در ذهن مرور کنید ، لایه های ضخیم تری از تصویر های مناسب با خصوصیت توانایی و فراوانی در سلول های مغزی تان ایجاد میکنید و هر چه بیشتر و مداوم تر ادامه دهید ، از اعتماد به نفس بالاتری برخوردار خواهید شد .
بدین روش است که شما پس از مدتی در مکان ها و در مقابل انسان هایی قرار میگیرید که پتانسیل های موفقیت را در شما فزونی میبخشند . آیا گمان میکنید با قرار گرفتن در چنین موقعیتی ، اساسا میتوانید که انسان موفقی نباشید ؟ هرگز چنین چیزی روی نخواهد داد .
در مثالهایی که آوردم از پدیده های ساده ای مانند شغل و یا پول بهره جستم اما شما میتوانید هرچیزی که دغدغه ذهنتان است را جایگزین آن کنید و با همین فرمول آن را آنگونه که میخواهید بسازید . میتوانید در مورد تحصیل ، خانه ، همسر ، فرزند ، روابط اجتماعی و هر چیزی که فکر میکنید با همین فرمول خود را به سوی موفقیت رهنمون سازید . بیش از اندازه شاد خواهم شد اگر این نوشتار و رفتار به آن برایتان تجربیاتی در خور و شایسته داشت ، در همین جا بیان کنید .

پایان مطلب
cloobs.com

 
خبر خوان
RSS سایت کلوبز را در ریدر خود داشته باشید
cloobs.com RSS
یاهو مسنجر مدیر
دوستان
بنر
جستجو در سایت
بنر
بهترین فیلم های 2009
سریال 24